🌺اسلام و مسیحیت🌺

نقد مسیحیت - بیان زیبایی های اسلام - پاسخ به شبهات قرآنی و اعتقادی

نقد مسیحیت - بیان زیبایی های اسلام - پاسخ به شبهات قرآنی و اعتقادی

🌺اسلام و مسیحیت🌺

#اهداف:
1- نقد متون و عقاید مسیحیت با استفاده از منابع مسیحیت و عقل سلیم .🌺
2- پاسخ به شبهات قرآنی و اعتقادی.🌺
3- بیان زیبایی هایی از دین مبین اسلام.🌺

طبقه بندی موضوعی

۲۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است


روش برخورد با فرزند، در شکل‌گیری شخصیت و جهان‌بینی او بسیار مؤثر است، اگر پدر و مادر قصد دارند کاری را انجام دهند که مربوط به فرزندشان است، اسلام دستور می‌دهد که حتماً با فرزند باید مشورت شود، حتی اگر آن کار ظاهراً به نفع او نباشد. حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) وقتی از سوی خداوند مأمور به قربانی کردن اسماعیلش می‌شود در این کار با فرزند سیزده‌ساله خود مشورت می‌کند و نظر او را جویا می‌شود، بااینکه ابراهیم (علیه‌السلام) پیامبر الهی است و آن کار هم یک فرمان الهی بود اما ترجیح می‌دهد ادب را رعایت کند و شخصیت فرزندش را رشد دهد:

«فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ‏ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ ...؛ و هنگامی‌که اسماعیل به حد کار و کوشش با او رسید، ابراهیم گفت: پسر عزیزم! من در خواب مى‏بینم که من تو را ذبح می‌کنم، نظر تو چیست‏؟ اسماعیل گفت: اى پدر! آنچه مأموریت دارى انجام بده ...» [1]

نتیجه این کار باارزش ابراهیم (علیه‌السلام) هم پاسخ عالمانه و عاقلانه فرزند سیزده‌ساله‌اش می‌شود که نه‌تنها مانع اجرای فرمان الهی نمی‌شود بلکه با همراهی پدر، او را در اجرای این دستور، تشویق می‌کند.

پی‌نوشت:
[1].
سوره صافات / 102

 

 

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۹
نواب حضرتی

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۰
نواب حضرتی



وجود خداوند به حدی روشن است که قرآن کریم در هیچ آیه ای نخواسته آن را اثبات کند، بلکه تنها رد شرک و چند خدایی دلیل می آورد که : اگر  چند خدا وجود داشت قطعا جهان نامنظم میشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۲۰
نواب حضرتی


در قرآنی که با خط «عثمان طه» (اهل تسنن) نگاشته شده، در آیه هفتم از سوره مبارکه آل‌عمران بر روی لفظ جلاله الله علامت وقف قرار دارد: «...وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ * وَ الرَّاسِخُونَ‏ فِی الْعِلْمِ... او کسى است که این کتاب آسمانى را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم» [صریح و روشن‏] است ...و قسمتى از آن، «متشابه» است؛ اما آن‌ها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابه هستند تا فتنه‌انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسیر نادرستى براى آن مى‏طلبند درحالی‌که تفسیر آن‌ها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‌دانند.»

👈 راسخان در علم چه کسانى هستند که تفسیر همه آیات را می‌دانند؟

این کلمه یک مفهوم وسیع دارد و اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌عنوان بهترین شاخصه و مصداق آن هستند.

🌺 در اصول کافى از امام صادق (علیه‌السلام) نقل‌شده است که فرمود:

پیامبر خدا بزرگ‌ترین راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تأویل و تنزیل قرآن می‌دانست، خداوند هرگز چیزى بر او نازل نکرد که تأویل آن را به او تعلیم نکند و او و اوصیاى وى همه این‌ها را می‌دانستند.

*طبق نوشته عثمان طه و اعتقاد اهل تسنن، تفسیر و تأویل آیات متشابه را «فقط خداوند» می‌داند! و مردم (حتی پیامبر هم) معنای آیات متشابه را نمی‌دانند!

💥 درحالی‌که:

1-   مگر این آیات براى تربیت و هدایت مردم نازل نشده است چگونه ممکن است حتى پیامبرى که قرآن بر او نازل‌شده از معنى و تأویل آن بى‏خبر باشد؟!

این درست به آن مى‏ماند که شخصى کتابى بنویسد که مفهوم بعضى از جمله ‏هاى آن را جز خودش هیچ‌کس نداند!

2-    هیچ‌گاه در میان دانشمندان اسلام و مفسران قرآن دیده نشده است که از بحث درباره تفسیر آیه‌ای خوددارى کنند و بگویند این آیه از آیاتى است که جز خدا معنى نهایى آن را نمى‏داند، بلکه دائماً براى کشف اسرار و معانى قرآن همگى تلاش و کوشش داشته‏اند. پس خود اهل تسنن نیز با انجام تفسیر این آیات نظر خود را نقض کرده‌اند!

📚 درنتیجه:

معنای آیات محکم و روشن قرآن برای همه قابل‌فهم است و معنای آیات متشابه و مبهم نیز با استفاده از روایات اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و قواعد تفسیری برای مفسران توانمند، قابل‌فهم خواهد بود و اکنون هم تفسیر همه آیات قرآن در تفاسیر شیعه و سنی به‌طور کامل نگاشته شده است.

[برگرفته از: تفسیر نمونه، 2: 439]

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۱۶
نواب حضرتی


بیشتر اوقات مردم با چیزی که درباره آن، چیزی نمیدانند یا اطلاعات ناقصی دارند مخالفت و دشمنی میکنند.


۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ مرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۸
نواب حضرتی



بعضی از دوستان به حالت اعتراض نسبت به تولد خود میگویند: «من نمی‌ خواستم به دنیا بیام! چرا خدا منو به‌اجبار به دنیا آورد؟»

 

پاسخ:

1ـ انسان قبل از پیدایش و وجود یافتن کجا بود که خواسته‌ای هم داشته باشد؟!! او زمانی دارای خواسته شد که وجود یافت. خواستن و نخواستن از آثار وجود است.

 2ـ اینکه «خداوند چرا مرا آفرید » درواقع اعتراض به وجود یافتن خودشان نیست چراکه اساساً هیچ موجودی به‌طور واقعی و جدی عدم (نبودن) را بر وجود ترجیح نمی‌دهد.

3ـ رنج و درد و فقر و بیماری و غم و غصّه و امثال این امور همگی اموری عدمی هستند. (عدم سلامتی، عدم راحتی...) و درواقع، این افراد ازاین‌گونه عدم‌ها به ستوه آمده‌اند نه از وجود داشتن خودشان. اینکه این افراد می‌گویند: من نمی‌خواستم موجود شوم ، ناشی از این است که وجود نداشتن را مساوی با راحتی می‌انگارند.

4- این افراد باید سعی کنند حکمت نهفته در رنج‌ها و بلاها و دردها و ... را دریابند، تا متوجّه شوند که این‌گونه امور همانند سختی‌هایی هستند که یک ورزشکار تحمّل می‌کند تا بدنی ورزیده داشته باشد. او چون به‌فایده‌ی این تمرینات سخت ، واقف است بدون هیچ زوری و کاملاً داوطلبانه و بلکه با صرف هزینه آن تمرینات سخت را انجام می‌دهد.

چنانچه حکمت بلاها و سختی‌ها برای آن‌ها قابل‌قبول نباشد باید ابتدا جهان‌بینی خود را تقویت کنند تا هدف از خلقت انسان و جهان را متوجه شوند.

5ـ هدف آفرینش انسان دو جنبه دارد :

الف ) هدف فاعل (خداوند)

ب ) هدف فعل (انسان )=(رسیدن به کمال)

الف) هدف خداوند: خداوند فیاض و جواد است و فیاض و جواد بودن خداوند با آفریدن و ایجاد کردن محقق می‌شود.

 اگر چیزی لایق آفریده شدن باشد و خداوند آن را نیافریند, این نیافریدن بخل محسوب می‌شود و بخل از خداوند محال است .

 

منابع جهت مطالعه بیشتر:

1-   طباطبایی , تفسیر المیزان , ج 8, ص 44;

2-   مصباح یزدی , معارف قرآن , ج 1, ص 154)

3-   تفسیر برخی آیات قرآن  (و الی الله ترجع الامور / بقره , 210; آل عمران / 109; انفال / 44; حج / 76; فاطر / 4; حدید / 5) (هود, آیه 123)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۳۹
نواب حضرتی


ازجمله شبهاتی که علیه اسلام مطرح می‌شود این است که: قرآن به مردان اجازه می‌دهد چند همسر داشته باشند!

اما این چندهمسری در اسلام شرایطی دارد که امکان اجرای آن برای همه غیرممکن است، یکی از مهم‌ترین این شرایط اجرای عدالت و تساوی بین همسران است یعنی قرآن واجب کرده که مرد بین همسرانش محبت را طوری مساوی تقسیم کند که حق دیگری پایمال نشود.

قرآن در سوره مبارکه نساء بعد اینکه به مردان اجازه داشتن چند همسر را به‌شرط عدالت می‌دهد بلافاصله می‌فرماید: شما توان اجرای این عدالت را ندارید! (چون چنین کاری از عهده امثال انبیاء و اولیاء خدا برمی‌آید)

«وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمیلُوا کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوها کَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ کانَ غَفُوراً رَحیماً؛ شما هرگز نمى‏‌توانید (از نظر محبّت قلبى) در میان زنان، عدالت برقرار کنید، هر چند کوشش نمایید! ولى تمایل خود را بکلّى متوجّه یک طرف نسازید که دیگرى را بصورت زنى که شوهرش را از دست داده درآورید! و اگر راه صلاح و پرهیزگارى پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است.» [1]

سپس به مردان دستور می‌دهد که اگر توان اجرای عدالت را ندارید (که ندارید!) حق ندارید به یک زن محبت کنید و دیگری را معلق و بلاتکلیف نگه‌دارید، بلکه یا باید محبتش را تقسیم کند یا او را طلاق دهد.

پی‌نوشت:
[1].
سوره نساء/ 129

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۱۲
نواب حضرتی



امام رضا (علیه‌السلام):

کسى که در طلب روزى مى‏‌کوشد و فضل خدا را مى‏جوید تا مخارج اهل و عیال خود را کفایت کند، اجر و پاداش او از مجاهد راه خدا بیشتر است.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۱
نواب حضرتی


دنیا آب کدری است که برای هیچ کس کاملا زلال و گوارا نمیشود...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۱۷
نواب حضرتی


هدف اصلی از ازدواج، رسیدن به آرامش جسمى و روانى است‏ و در اعطای این ارامش هم هر دو نفر نقش دارند و از ظاهر آیه بر می آید که نقش زن در آرمش بخشی بیشتر است، خداوند در الفاظی زیبا میفرماید:

« وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ؛  و از نشانه‏هاى او اینکه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه‏هایى است براى گروهى که تفکّر مى‏کنند.» [1]

مودت  به معناى محبتى است که اثرش در مقام عمل ظاهر شود، پس تنها دوست داشتن و محبت قلبی برای ایجاد آرامش کفایت نمیکند بلکه این محبت و مودت باید در رفتا و گفتار هم ظاهر شود.

با اینکه ارتباط انسان با پدر و مادر و برادرش ارتباط« نسبى» است و از ریشه‏هاى عمیق خویشاوندى مایه مى‏گیرد و پیوند دو همسر یک پیوند قرار دادى و قانونى است اما بسیار مى‏شود که محبت ناشى از آن حتى از علاقه خویشاوندى بیشتر میشود ، و این در حقیقت همان چیزى است که‏ در آیات فوق با جمله‏ وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً به آن اشاره شده است. [2]

پیامبر گرامى اسلام ص بعد از جنگ احد به« دختر جحش» فرمود دایى تو « حمزه» شهید شد، او گفت  إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ‏  من اجر این مصیبت را از خدا مى‏خواهم.

باز به او فرمود برادرت نیز شهید شد، دیگر بار  انا للَّه  گفت .

اما همین که خبر شهادت «همسرش» را به او داد دست بر سرش گذاشت و فریاد کشید،

 پیامبر فرمود: ما یعدل الزوج عند المرأة شى‏ء

هیچ چیز براى زن همانند همسر نیست.» [3]

پی نوشت:
[1].
سوره روم / 21
[2].
تفسیر نمونه، ‏16: 407
[3].
تفسیر کنز الدقائق ، ‏3 : 292    

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۵۵
نواب حضرتی



 توجه و اهمیت دادن دین اسلام به نظام خانواده و روش تربیت فرزندان قابل انکار نیست،  ایات و روایات فراوانی در این باره وجود دارد که توجه به نیازهای خانواده  و روش صحیح تربیت فرزندان را تذکر میدهند، روایت بسیار زیبایی از نبی مکرم اسلام (صلی‌الله علیه و آله) نقل شده که فرموده اند:

   « هر کس به بازار رود و تحفه‏اى بخرد و آن را براى خانواده خود ببرد، همچون کسى است که براى گروهى نیازمند صدقه بر دوش کشیده است، و باید دختران را بر پسران مقدّم بدارد👧، زیرا هر کس دخترى را خوشحال کند گویى برده‏اى از فرزندان اسماعیل را آزاد ساخته است، و هر کس دیده پسرش را روشن کند گویى از ترس خدا گریسته است.» [1]

خرید نیازهای خانواده با اینکه جزء وظایف مرد محسوب میشود اما در عین حال پیامبر (صلی‌الله علیه و آله) ثواب بسیار زیاد آن را هم یادآوری میکند، نکته قابل توجه «والدین» در این روایت این است که اگر چیزی برای دختر و پسر خریده باشند باید اول هدیه دختر را به او بدهند و  حتی هنگام ورود به منزل هم ابتدا به دختر توجه شود، حتی اگر دختر بزرگتر هم باشد؛ زیرا دختران به دلیل روحیه خاصشان،  حساسیت بیشتری نسبت به رفتار اطرافیان از خود نشان میدهند.

  🌺 پدر با این رفتار به راحتی توجه دخترش را به خود جلب میکند تا دختر مجبور نباشد کمبود محبتش را از نامحرمان گدایی کند🌹.

پی نوشت:
[1].
ابن بابویه، ثواب الأعمال، ترجمه انصارى، نشر نسیم کوثر، قم،1382 ش، ‏ ص:389 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۳۴
نواب حضرتی


گاهی برخی از زنان وظایفشان را در قبال همسر خود انجام نمی‌دهند اما زنان شایسته‌ای هستند که قرآن از آن‌ها باصفت «صالحات» نام می‌برد و به همسر آن‌ها دستور داده است که:

«... فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبِیراً ؛ اگر از شما پیروى کردند، راهى براى تعدّى بر آن‌ها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است و قدرت او، بالاترین قدرت‌هاست.» [1]

یعنی مردان حق ندارند زنان مطیع و شایسته خود را بی‌دلیل تنبیه کنند و آزار دهند و باید متوجه باشند که: «مقام پروردگارشان على و کبیر است، پس از قدرت و تفوقى که برزنان خوددارند مغرور نشوند و سوءاستفاده ننموده در اثر غرور به آن‌ها ظلم و استعلا و استکبار نکنند و همواره به یاد علو مقام پروردگارشان باشند.» [2]

درنتیجه:

تنبیه زنان (با حفظ محدودیت‌هایی که قرآن و روایات بیان فرموده‌اند) تنها تا جایی مجاز است که زنان ناشزه باشند و حق همسر را ادا نکنند، در غیر این صورت مردان اجازه ندارند بی‌دلیل به آن‌ها ظلم کنند و نباید از قدرت مافوق خود (قدرت الهی) غافل باشند.

پی‌نوشت:
[1].
نساء / 34
[2].
ترجمه تفسیر المیزان، ج‏4، 546.  

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۲۲
نواب حضرتی


از مجادله و ستیزه جویی بپرهیزید....


زیرا موجب تفرقه و بیماری دل میشود...



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مرداد ۹۶ ، ۱۰:۱۲
نواب حضرتی



از شبهاتی که علیه احکام اسلام وارد می‌شود این است که : در  اسلام، دیه‌ زن نصف دیه‌ مرد است؛ و این نشان می‌دهد که زن در اسلام جایگاهی ندارد!


پاسخ:

    دیه، در اسلام بر معیار ارزش معنوی انسان مقتول نیست...

چنان‌که تفاوت دیه‌ زن و مرد، نه بر منزلت مرد می‌افزاید و نه از مقام زن می‌کاهد، همان‌طور که تساوی دیه‌ عالم و جاهل نه از ارج و منزلت عالِم می‌کاهد و نه بر مقام جاهل می‌افزاید.

زیرا  برخی از تفاوت‌های مادی و مالی هیچ‌گونه ارتباطی به مقام‌های معنوی ندارد و هیچ تلازم عقلی و نقلی بین دیه و کمال معنوی (و علمی) وجود ندارد. تا هراندازه دیه بیشتر شود قداست روح مقتول و تقرب وی نزد خدا افزون‌تر باشد. [1]

  تذکر مهم:

احکام اسلامی به‌صورت اجزای یک سیستم و شبکه، به همدیگر مرتبط هستند و گاهی با توجه به همدیگر حکم جدید وضع می‌شود، لذا در موقع قضاوت و داوری و اشکال گرفتن به یک حکم باید به احکام دیگر هم بی‌توجه نبود.

  به‌عنوان‌مثال:

یکی از احکام و تکالیف این است که نفقه (= مخارج زن و فرزندان) برای مرد واجب است، یعنی از این حکم معلوم می‌شود که در اسلام مرد «رکن اقتصادی» خانواده است؛ لذا اگر گفته می‌شود که دیه‌   مرد دو برابر دیه‌ زن است یکی از حکمت‌هایش این است که بخشی از خسارت اقتصادی که به خانواده واردشده را جبران کند و هنگامی‌که نبودن این حکم را در نظر بگیریم می‌بینیم باعث ایجاد فقر اقتصادی و فرهنگی و عاطفی در خانواده و اجتماع می‌شود و بار مشکلات بر دوش مادر خانواده سنگینی کرده و مشکلات جدید به بار می‌آورد.

    اگر کسی اشکال بگیرد که در برخی خانواده‌ها، زن نان‌آور خانواده است! در پاسخ می‌گوییم: که در مورد وضع احکام و قوانین، قانون به‌صورت کلی وضع می‌شود و ناظر به موارد جزئی و استثنایی نیست و بر محور افراد دور نمی‌زند. [2]

پی‌نوشت:
[1]. زن در آینه جلال و جمال، آیت‌الله جوادی آملی، ص 354.
[2]. تفسیر نمونه، 1: 603

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۰
نواب حضرتی


صلیب


مسیحیان معتقدند که عیسی‌(علیه‌السلام) به خاطر گناه مردم به روی صلیب کشته شد؛ و فدای گناهان مردم شد. اناجیل متی، مرقس و لوقا، لحظات آخر این ماجرا را بیان کرده‌اند، اما جملاتی که مسیح بر روی صلیب فریاد زده است از نگاه این اناجیل تفاوت زیادی دارد، انجیل متی و مرقس گفته‌اند: «آن روز، از ظهر تا سه بعد ازظهر، تمام دنیا تاریک شد. نزدیک به ساعت سه، عیسی فریاد زده، گفت: ایلی ایلی لَما سَبَقتَنی، یعنی خدای من، خدای من، چرا مرا تنها گذاشته‌ای؟»[1]

اما انجیل لوقا فریاد مسیح بر روی صلیب را به نحو دیگری آورده است: «به هنگام ظهر، برای مدت سه ساعت، تاریکی همه‌جا را فراگرفت... سپس عیسی با صدایی بلند گفت: ای پدر، روح خود را به دست‌های تو می‌سپارم. این را گفت و جان سپرد.»[2]

اولاً با این جملات، هر سه انجیل، تثلیث را کاملاً مردود دانسته‌اند؛ زیرا وقتی مسیح روی صلیب فریاد بزند: «خدایا چرا مرا تنها گذاشته‌ای!» روشن است که خدایی باید وجود داشته باشد تا مسیح با او صحبت کند؛ و خداوند نمی‌تواند خودش را تنها گذاشته باشد! ثانیاً سخن مسیح در انجیل متی و مرقس حالت شکایت‌ گونه‌ای است که مسیح از تنها ماندن خود به خداوند گلایه کرده است اما سخن مسیح در انجیل لوقا حالت عرفانی و عبودیت محض بوده و مسیح، خود و جان خود را در اختیار خداوند دانسته است. این ادعا را هم نمی‌توان قبول کرد که ممکن است مسیح روی صلیب گفته باشد: «خدایا چرا مرا تنها گذاشته‌ای؟ ای پدر روح خود را به دست‌های تو می‌سپارم!» زیرا انسان در یک حالت خاص نمی‌تواند دو سخن متفاوت و متضاد بگوید؛ وقتی مسیح روی صلیب قرار بگیرد یا به خداوند اعتراض کرده است یا اینکه خود را در برابر خواست خداوند راضی دانسته است، درحالی‌که اناجیل دو گفتار کاملاً متضاد را در یک حالت خاص بیان کرده‌اند و این پذیرفتنی نیست.

پی‌نوشت:
[1]. ترجمه تفسیری انجیل متی 27: 45 - 46؛ و ترجمه تفسیری انجیل مرقس 15: 33 -34.
[2]. همان، انجیل لوقا 23: 44 – 46.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۲۵
نواب حضرتی