🌺اسلام و مسیحیت🌺

نقد مسیحیت - بیان زیبایی های اسلام - پاسخ به شبهات قرآنی و اعتقادی

نقد مسیحیت - بیان زیبایی های اسلام - پاسخ به شبهات قرآنی و اعتقادی

🌺اسلام و مسیحیت🌺

#اهداف:
1- نقد متون و عقاید مسیحیت با استفاده از منابع مسیحیت و عقل سلیم .🌺
2- پاسخ به شبهات قرآنی و اعتقادی.🌺
3- بیان زیبایی هایی از دین مبین اسلام.🌺

طبقه بندی موضوعی

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عقاید شیعه» ثبت شده است


طبیعت

چرا انسان امانت الهی را که آسمان و زمین قبول نکردند، پذیرفت؟

إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَینَ أَن یحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُوماً جَهُولاً؛  (احزاب، 72 )  در حقیقت، ما امانت را بر آسمان‏ها و زمین و کوه ‏ها عرضه کردیم، و[لى] از برداشتن آن سر باز زدند و از آن بیمناک بودند و انسان آن را بر دوش کشید؛ در واقع، او بسى ستمگر و بسیار نادان است.

 

پاسخ

  

مقصود از امانت الهی

  مفسران [1] چند احتمال در مورد این امانت داده‌ اند، از جمله:

 1-  آزادی و اختیار

2- عقل

3-   جانشینی الهی

4-  معرفت خدا

5-واجبات و تکالیف الهی

  در یک جمع‌ بندی می ‌توان گفت امانت الهی همان قابلیت تکامل نامحدود بشر است که آمیخته با اختیار و عقل برای رسیدن به مقام انسان کامل و پذیرش ولایت الهی است. به عبارت دیگر درایت، معرفت و عقل زمینه ‌ساز مسئولیت ‌پذیری و قبول ولایت الهی (امانت بزرگ خدا) است.

  نکته مهم این است که وقتی کوه و ... این امانت را قبول نکرده اند یعنی عقل و اختیار داشته اند اما برخی مفسران [2] گفته اند : مقصود زبان حال آنهاست،  به این معنا که با زبان حال گفتند ما شایسته پذیرفتن امانت نیستیم؟

 

مقصود از ظلوم و جهول بودن انسان

   آیه در مقام سرزنش انسان به خاطر پذیرش این امانت نیست،

چون پذیرش امانت الهی کار ناپسندی نبود،

 بلکه ظلوم و جهول دانستن او به خاطر فراموش کردن امانت الهی است، البته ظلوم و جهول بودن یک حکم کلی برای همه انسان‌ها نیست.

  آیه هشدار را هم به انسان‌های مؤمن می‌دهد که مراقب امانت الهی باشند. خلاصه سخن این که در آیه مقایسه وجودی بین وجود انسان (دارای ظرفیت پذیرش امانت) و وجود دیگر موجودات صورت پذیرفته است و منظور از ظلوم و جهول بودن هم فراموشی امانت الهی است، نه این که انسان در پذیرش امانت اشتباه کرده است.

پی نوشتها:

[1]- تفسیر نمونه، ج 17، ص 451 ـ 455، المیزان، ج 16، ص 350، البرهان، ج 4، ص 499.

[2]-  تفسیر نمونه، ج 17، ص 454، تفسیر آسان، ج 16، ص 149.

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ تیر ۹۵ ، ۲۲:۰۰
نواب حضرتی


چرا برخی از سوره های قرآن با حروف مقعطه شرو ع شده است؟ مانند سوره بقره «الم»

   پاسخ:

از میان 114 سوره‏  قرآن، 29 سوره‏ آن با حروف‏ مقطّعه شروع شده که در 24 مورد بعد از حروف مقطعه سخن از قرآن و معجزه بودن آن است.

در یکى از این سوره‏ها (سوره شورى) مى ‏خوانیم: «حم. عسق. کذلک یوحى ...» یعنى وحى خداوند با همین حروف است.

درست مانند خاکى که شما از آن خشت و آجر و سرامیک و کوزه مى‏ سازید؛ ولى خداوند از دل همین خاک، صدها نوع گیاه و میوه با مزه‏ها و رنگها و عطرها و شکل‏هاى گوناگون مى‏سازد.

این یکی از نشانه های معجزه بودن قرآن کریم است، به مشرکین میگوید قرآن با این عضمت از همین حروف ساده تشکیل شده است، شما هم اگر میتوانید با این حروف ، قرآنی مانند این بیاورید.

(پرسش و پاسخ قرآنی- قرائتی)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۰
نواب حضرتی


علم اسماء ی که حضرت آدم میدانست و به ملائکه آموخت ، چه علمی بود؟



البقرة : 31   وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ... سپس علم اسماء را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‏ گویید، اسامى اینها را به من خبر دهید!»

-         منظور تعلیم کلمات و نام‏هاى بدون معنا به آدم نبوده، چرا که این افتخارى محسوب نمی شده است، بلکه منظور دادن آگاهى از علوم مربوط به جهان آفرینش و اسرار و خواص مختلف موجودات عالم هستى، است

-         خداوند این علم را به آدم تعلیم کرد تا بتواند از مواهب مادى و معنوى این جهان در مسیر تکامل خویش بهره گیرد.

-         همچنین استعداد نام‏گذارى اشیاء را به او ارزانى داشت تا بتواند اشیاء را نام‏گذارى کند و در مورد احتیاج با ذکر نام آنها را بخواند تا لازم نباشد عین آن چیز را نشان دهد، و این خود نعمتى است بزرگ.

-         بشر امروز هر چه دارد به وسیله کتاب و نوشتن است و همه ذخائر علمى گذشتگان در نوشته‏ هاى او جمع است، و این خود بخاطر نام‏گذارى اشیاء و خواص آنها است، و گر نه هیچگاه ممکن نبود علوم گذشتگان به آیندگان منتقل شود.

-

(بر گرفته از تفسیر نمونه، ذیل آیه)

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۰
نواب حضرتی


وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُواْ مَعَ اللَّهِ أَحَدًا(18جن ) و اینکه مساجد از آن خداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید.

(تمام این موارد مورد اتفاق بزرگان شیعه مانند علامه و بزرگان  اهل تسنن مانند فخر رازی است)

-         شان نزول آیه درباره این است که مشرکین در "خانه کعبه" بت های خود را قرار دادند و آنها را پرستش میکردند. به اعمال مسیحیان منحرف که به سراغ" تثلیث" رفته و در کلیساهاى خود خدایان سه‏ گانه را مى‏ پرستیدند، قرآن مى‏ گوید:

تمام معابد، مخصوص خدا است و در این معابد، جز براى خدا سجده نمى‏ توان کرد و پرستش غیر او ممنوع است‏.

-          مراد از" دعا" عبادت و پرستش است،.... دلیل :  وَ قالَ رَبُّکُمُ «ادْعُونِی» أَسْتَجِبْ لَکُمْ پروردگارتان گفته که مرا پرستش کنید تا دعایتان را استجابت کنم.( مؤمن/ 60.)   در نتیجه    در قرآن کریم لفظ دعا و عبادت بجای یکدیگر مورد استفاده قرار گرفته و قابل انکار نیست.  

لفظی که بسیار از آن غفلت شده است واژه ( مع) می باشد. آیه فرموده است : مع الله: یعنی در عرض خداوند شخص دیگری را به عنوان خدا مورد پرستش قرار ندهید، و همین نکته اساسی است برای تفاوت بین پرستش و توسل. زیرا توسل قرار دادن اهلبیت در عرض خدا نیست بلکه در طول خداوند است،  ما اعتقاد داریم اهلبیت و حتی پیامبر اکرم (ص) بدون اذن و خواست خداوند قادر به هیچ کاری نیستند.نه شفاعت و نه رفع مشکل از مردم.

(تفاسیر نمونه-المیزان)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۵ ، ۱۱:۰۰
نواب حضرتی