نواب حضرتی

🌺نقد ادیان و مذاهب غیر شیعی - بیان زیبایی‌هایی از قرآن و اسلام 🌺

🌺نقد ادیان و مذاهب غیر شیعی - بیان زیبایی‌هایی از قرآن و اسلام 🌺

نواب حضرتی

#اهداف:
1-اثبات حقانیت مذهب شیعه با استفاده از قرآن، حدیث، معجزات و کرامات بزرگان🌺
2- بیان زیبایی‌هایی از دین مبین اسلام.✅
3- ذکر دلایل بطلان سایر ادیان و مذاهب❌
4- بیان نکات اعتقادی❇️

طبقه بندی موضوعی
نویسندگان

۱۱۸ مطلب با موضوع «اعتقادی» ثبت شده است



انَّ الْابْرَارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُوراً* عَیْناً یَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ یُفَجّرُونَهَا تَفْجِیراً*....

«سوره انسان (دهر)/ 5 تا 10»

ترجمه:

«به یقین ابرار (و نیکان) از جامى مى‏ نوشند که با عطر خوشى آمیخته است، از چشمه‏اى که بندگان خاصّ خدا از آن مى‏ نوشند، و از هر جا بخواهند آن را جارى مى‏سازند. آن‏ها به نذر خود وفا مى‏ کنند، و از روزى که شرّ و عذابش گسترده است مى ‏ترسند، و غذاى (خود) را با این که به آن علاقه (و نیاز) دارند، به «مسکین» و «یتیم» و «اسیر» مى‏ دهند. (و مى‏ گویند:) ما شما را به خاطر خدا اطعام مى‏ کنیم، و هیچ پاداش و سپاسى از شما نمى‏ خواهیم. ما از پروردگارمان خائفیم، در آن روزى که عبوس و سخت است.»

 

یکى از فضایل مهمّ و عبرت‏آموز حضرت على (ع)، بلکه از فضایل اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام، در آیات سوره انسان مطرح شده است. 18 آیه از 31 آیه این سوره، پیرامون این فضیلت بى‏نظیر سخن مى‏گوید. بخشى از آیات هیجده‏گانه فوق، پیرامون اصل ماجرا سخن مى‏گوید و چهارده آیه دیگر در مورد جزاء و پاداش عمل بزرگ آن خانواده گرانقدر بحث مى‏کند. [آیات ولایت در قرآن – آیت الله مکارم/213   ]

 

کتاب‏هاى فراوانى شأن نزول آیات مورد بحث را مطرح کرده‏اند. مرحوم علّامه امینى در الغدیر شأن نزولى را از 34 کتاب از کتب اهل سنّت «1»، و مرحوم قاضى نوراللَّه شوشترى از 36 کتاب از کتاب‏هاى آنان این مطلب را نقل کرده است. «2» بنابراین شأن نزولى که مى‏آید در سرحدّ تواتر است.

منابع اهل تسنن که این شأن نزول را بیان کرده اند:

 [1].   الغدیر، جلد 3، صفحه 107- به ده مورد از کتاب‏های اهل تسنن که الغدیر شأن نزول فوق را از آن‏ها نقل کرده، توجّه کنید:

1. نوادر الاصول، صفحه 64؛

2. العقد الفرید، جلد 3، صفحه 42؛

3. الکشف و البیان، صفحه 427- 307؛

4. مناقب خوارزمى، صفحه 180؛

 5. مطالب السّئول، صفحه 31؛

 6. نورالابصار، صفحه 14- 12؛

 7. فتح القدیر، جلد 5، صفحه 338؛

 8. روح البیان، جلد 10، صفحه 268؛

 9. الاصابة، جلد 4، صفحه 387؛

 10. الدّرّ المنثور، جلد 6، صفحه 299.

[2]. احقاق الحق، جلد 3، صفحه 157، به بعد- ده مورد از کتاب‏هایى که احقاق الحق شأن نزول فوق را ازآن‏ها نقل کرده، به شرح زیر است:

 1. کشّاف زمخشری، جلد 4، صفحه 169؛

 2. اسباب النّزول، صفحه 331؛

 3. معالم التّنزیل، جلد 7، صفحه 159؛

 4. التّفسیر الکبیر فخر رازی، جلد 3، صفحه 243؛

 5. تذکرة ابن الجوزى، صفحه 322؛

 6. کفایة الطّالب، صفحه 201؛

 7. تفسیر قرطبى، جلد 19، صفحه 129؛

 8. ذخایر العقبى، صفحه 102؛

9. شرح نهج البلاغه ابن ابى‏الحدید، جلد اوّل، صفحه 7؛

10. تفسیر نیشابورى، جلد 29، صفحه 5112.

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۴۸
نواب حضرتی

 

✳️نظر قرآن درباره صحابه پیامبر اکرم(ص)  چیست؟
 

اهل تسنن میگویند: هرکس حتی اگر یک لحظه، حضرت پیامبر (ص) را دیده باشد صحابه او محسوب میشود و تمام صحابه ایشان مومن و عادل هستند!!!
 

اما منطق شیعیان منطق قرآن است:
   قرآن اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به دو گروه تقسیم کرده است:

الف: اصحابی که مورد رضایت خدا و پیامبرش بودند:
1-  - ...رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ...[توبه/100] پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و افرادى که به نیکى از آن‌ها پیروى کردند، خداوند از آن‌ها خشنود گشت، و آن‌ها (نیز) از او خشنود شدند و باغ‌هایى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جارى است، جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزى بزرگ» 


2 - مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ...[فتح/۲۹] محمد فرستاده خدا است و کسانی‌که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند، پیوسته آن‌ها را در حال رکوع و سجود می‏‌بینی، آن‌ها همواره فضل خدا و رضای او را می‏‌طلبند، نشانه آن‌ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است،»


 بنابرعقیده شیعه تعداد زیادی  از صحابه در این گروه قرار می‌گیرند.✳️


ب: اصحابی که مورد طعن و لعن و نارضایتی خداوند قرار گرفتند:


1- وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ ...[توبه/101] و بعضی از بادیه‌نشینان که در اطراف شمایند و نیز بعضی از اهل مدینه، منافقند و در نفاق فرو رفته‌اند، که تو آنان را نمی‌شناسی، ما آن‌ها را می‌شناسیم، به‌زودی دوبار عذابشان خواهیم کرد و آن‌گاه به‌سوی عذابی بزرگ برده می‌شوند»


2-  وَمِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ....[توبه/75 و 76] و بعضی از ایشان با خدا پیمان بسته بودند، که اگر خدا از کرمش به ما عطا کند، قطعاً صدقه می‌دهیم و از شایستگان خواهیم بود پس زمانی‌که خداوند از فضل خود به آنان بخشید، نسبت به آن بخل ورزیده و با حالت اعراض روی گردانیدند»


 و....آیات فراوان دیگر که برخی با الحان تندتری به اطرافیان آن حضرت خطاب شده است...

 بنابراین:


شیعیان مطابق کلام صریح قرآن کریم میگویند :
1-  عده‌ای از صحابه در زمان پیامبر مورد رضایت الهی بودند.
2 -  و برخی دیگر مورد لعن و نارضایتی خداوند قرار گرفته بودند. 
 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۵۲
نواب حضرتی

امام جواد

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۳۳
نواب حضرتی


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۱۱
نواب حضرتی

امام حسن

 نقل ﺷﺪﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ‏ﺑﺮ ﻓﺮﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ ﺧﻄﺒﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻧﺪند ... و ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺣﯿﺮﺍﻥ ﻭ ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺳﺮﺍﭘﺎ ﮔﻮﺵ ﻭ ﻣﺤﻮ
ﺳﺨﻨﺎﻥ ﺍﻣﺎﻡ ‏علیه السلام بودند ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﻼمشان ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪ ... ﻣﻌﺎﻭﯾﮥ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻌﯿﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﺍﻧﺴﺖ
ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﯼ ﻭ ﻋﻈﻤﺖ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺒﯿﻨﺪ، ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﮐﺮﺩ ﻭﮔﻔﺖ:

ﯾﺎ ﺍﺑﺎﻣﺤﻤﺪ! ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯿﻔﺮﻣﺎﯾﺪ: ﻻ ﺭﻃﺐ ﻭ ﻻ ﻳﺎﺑﺲ ﺍﻻ ﻓﻲ ﻛﺘﺎﺏ
ﻣﺒﻴﻦ (ﻫﻴﭻ ﺗﺮ ﻭ ﺧﺸﻜﻲ ﻧﻴﺴﺖ ﻣﮕﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺑﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻭﺍﺿﺢ ﺍﺳﺖ) ‏( ﯾﻌﻨﯽ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻣﺪﻩ ‏) .. ﺷﻤﺎ ﻫﻢ
ﮐﻪ ﺍﺩﻋﺎ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﻣﺤﺘﻮﯾﺎﺕ ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺎﺧﺒﺮﯾﺪ ..!    ﯾﮑﺪﻓﻌﻪ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﺭﯾﺶ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﺳﺘﻬﺰﺍﺀ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﮔﻔﺖ‏: ﺭﺍﺑﻄﮥ ﺭﯾﺶ ﻣﻦ ﻭ ﺭﯾﺶ ﺗﻮ ﮐﺠﺎﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻣﺪﻩ ؟! ﺍﺷﺮﺍﻑ ﺣﺎﺿﺮﻫﻤﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ .. ‏(ﺭﯾﺶ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﻦ ‏علیه السلام ﭘﺮﭘﺸﺖ ﻭ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺭﯾﺶ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﮐﻢ ﻭ ﮐﻮﺳﻪ ﻭﺍﺭ ‏) ... ﺍﻣﺎﻡ ﻣﺠﺘﺒﯽ ‏علیه السلام ﻓﺮﻣﻮﺩند ﻣﮕﺮ ﻧﺨﻮﺍﻧﺪﻩ ﺍﯼ:
ﻭَ ﺍﻟْﺒَﻠَﺪُ ﺍﻟﻄَّﻴِّﺐُ ﻳﺨَْﺮُﺝُ ﻧَﺒَﺎﺗُﻪُ ﺑِﺈِﺫْﻥِ ﺭَﺑِّﻪِ ﻭَ ﺍﻟَّﺬِﻯ ﺧَﺒُﺚَ ﻟَﺎﻳﺨَْﺮُﺝُ ﺇِﻟَّﺎ ﻧَﻜِﺪًﺍ ... ؛
ﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﮔﯿﺎﻫﺶ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺵ ‏( ﺧﻮﺏ ﻭ ﭘﺮ ‏) ﻣﯽ ﺭﻭﯾﺪ ﺍﻣّﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺧﺒﯿﺚ ﺷﻮﺭﻩ ﺯﺍﺭ، ﺟﺰ ﮔﯿﺎﻩ ﮐﻢ ﻭ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﻤﯽ ﺩﻫﺪ ... ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻋﺮﺍﻑ، ﺁﯾﻪ ۵۸

ﺟﻤﻌﯿﺖ ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺯﺩﻧﺪ ﺯﯾﺮ ﺧﻨﺪﻩ ... ﻋﻤﺮﻋﺎﺹ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻨﺪﻩ ﻏﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﮕﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭﻧﯿﻔﺖ ﮐﻪ ﺯﺑﺎﻧﺸﺎﻥ ﺷﻤﺸﯿﺮ اﺳﺖ ﻭ ﻋﻠﻤﺸﺎﻥ ﮐﺎﻣﻞ ... ﻣﻌﺎﻭﯾﻪ ﺑﺎ ﺍﻋﺼﺎﺏ ﺧﺮﺍﺏ ﻟﮕﺪﯼ ﺯﺩ ﺑﻪ ﻋﻤﺮﻋﺎﺹ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺠﻠﺲ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺭﻓﺖ.....

[ﺑﺮﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﺯ ﮐﺘﺎﺏ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺤﻞ ﺍﺯ ﺗﺎﻟﯿﻔﺎﺕ ﺁﯾﺖ ﺍﻟﻠﻪ ﺿﯿﺎﺀﺁﺑﺎﺩﯼ ﺻﻔﺤﻪ 354]

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۵ ، ۱۷:۰۲
نواب حضرتی


راسخون

آیا تاویل آیات متشابه (مبهم) را فقط خداوند میداند؟!؟!

ترجمه آیه 7 آل‏ عمران :   «او کسى است که این کتاب آسمانى را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم» [صریح و روشن‏] است ...و قسمتى از آن، «متشابه» است .اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزى کنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسیر (نادرستى) براى آن مى‏طلبند در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند.»

پاسخ:

-         همچنانکه قبلا هم تذکر داده بودیم در قرآن با خط «عثمان طه» در این آیه، حرف جیم  از روی لفظ جلاله «الله» باید حذف کنید. تا معنای آیه همین معنای درستی باشد که ذکر شده است، و بسیاری از ترجمه های شیعه در این آیه اشتباه کرده اند! سنی ها گفته اند تاویل و معنای آیات متشابه را فقط خدا میداند به همین دلیل روی لفظ الله حرف جیم را قرار میدهند.

-         " راسخون در علم" چه کسانى هستند؟

همانطور که از معنى لغوى این کلمه استفاده مى‏شود منظور از آن، کسانى هستند که در علم و دانش، ثابت قدم و صاحب ‏نظرند.

-         البته مفهوم این کلمه یک مفهوم وسیع است و اهلبیت (ع) به عنوان بهترین شاخصه و مصداق آن هستند.

در اصول کافى از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:

" پیامبر خدا بزرگ ‏ترین راسخان در علم بود و تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود از تاویل و تنزیل قرآن مى‏ دانست، خداوند هرگز چیزى بر او نازل نکرد که تاویل آن را به او تعلیم نکند و او و اوصیاى وى همه اینها را مى ‏دانستند".

روایات فراوان دیگرى در کتاب اصول کافى در این باره بیان شده است.

-         چرا نظر سنی ها در این باره اشتباه است؟؟

-         زیرا:

-         اولا بسیار بعید به نظر میرسد که در قرآن آیاتى باشد که اسرار آن را جز خدا نداند. مگر این آیات براى تربیت و هدایت مردم نازل نشده است چگونه ممکن است حتى پیامبرى که قرآن بر او نازل شده از معنى و تاویل آن بى ‏خبر باشد؟! این درست به آن مى ‏ماند که شخصى کتابى بنویسد که مفهوم بعضى از جمله‏ هاى آن را جز خودش هیچکس نداند!!!

-         ثانیا همانطور که مرحوم" طبرسى" در" مجمع البیان" مى گوید: هیچگاه در میان دانشمندان اسلام و مفسران قرآن دیده نشده است که از بحث در باره تفسیر آیه ‏اى خوددارى کنند و بگویند این آیه از آیاتى است که جز خدا معنى نهایى آن را نمى ‏داند، بلکه دائما براى کشف اسرار و معانى قرآن همگى تلاش و کوشش داشته ‏اند.

[برگرفته از :تفسیر نمونه]

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۰
نواب حضرتی



سوال:

مقصود از کلماتی که توبه آدم (ع) بوسیله آن پذیرفته شد چیست؟

فَتَلَقّى‏ آدَمُ مِنْ رَبِّه‏ کَلِماتٍ فَتابَ عَلَیْهِ انَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ‏، سپس (حضرت) آدم از پروردگارش کلماتى دریافت داشت؛ (و با آن‏ها توبه کرد) و خداوند توبه او را پذیرفت؛ چرا که خداوند توبه ‏پذیر و مهربان است. «سوره بقره، آیه 37»

پاسخ:

در این باره سه نظریه وجود دارد:

1- منظور از کلمات همان چیزى است که در آیه 23 سوره اعراف آمده است :رَبَّنا ظَلَمْنا انْفُسَنا وَ انْ لَمْ تَغْفِرْلَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرینَ‏، پروردگارا! ما به خویشتن ستم کردیم؛ و اگر ما را نبخشى و بر ما رحم نکنى، از زیانکاران خواهیم بود.( مجمع البیان، جلد اوّل، صفحه 89).

 

2- منظور از کلمات ، این دعا بوده است:

اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ، سُبْحانَکَ وَ بِحَمْدِکَ رَبِّ انى ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْلى انَّکَ خَیْرُ الْغافِرینَ. اللَّهُمَّ لا الهَ الّا انْتَ،(التّبیان، جلد اوّل، صفحه 169.)

 

3- منظور از کلمات، حضرت محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین علیهم السلام است؛ یعنى آدم علیه السلام به خمسه طیّبه توسّل جست و آن‏ها را شفیع درگاه خداوند قرار داد و خداوند به برکت آن بزرگواران توبه‏ اش را پذیرفت.

 

جمع بین هر سه احتمال :

بدین معنى که حضرت آدم به اهلبیت (ع) متوسّل شد، ولى صیغه و الفاظ توبه ‏اش به همان شکلى که در دو احتمال دیگر آمده، بوده است.

 

عدّه‏ اى از دانشمندان اهل سنّت احتمال سوم، که مورد اتّفاق علماء شیعه مى‏باشد، را پذیرفته ‏اند و روایاتى در این زمینه نقل کرده‏ اند که به هشت نفر از آنان اشاره مى ‏شود:

1- علّامه بیهقى در کتاب دلائل النّبوّة  

2- علّامه ابن عساکر در مسند  

3- علّامه سیوطى در تفسیر الدّرّ المنثور

4- علّامه سیوطى در جمع الجوامع  

5- علّامه کاشفى در معارج النّبوّة  

  6- علّامه قندوزى در ینابیع المودّة  

7- علّامه ابن المغازلى در مناقب  

8- علّامه نطنزى در خصایص العلویّة  .

به عنوان مثال:

 ابن مغازلى از ابن عبّاس چنین نقل مى‏ کند:

از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم سؤال شد: که منظور از کلماتى که آدم آن‏ها را از سوى خداوند دریافت کرد (و به آن‏ها توسّل جست و توبه کرد) چه بوده است؟

حضرت رسول صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: آدم از خداوند خواست که به حقّ محمّد، على، فاطمه، حسن و حسین توبه او را بپذیرد و خداوند توبه ‏اش را پذیرفت.

 

(آیات ولایت در قرآن /248    )

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۵ ، ۱۵:۰۰
نواب حضرتی



اگر امام زمان(عج)ناظراعمال ماست واعمال به ایشان عرضه میشود«ستار العیوب»بودن خداچه میشود؟

پاسخ:

آیات مربوط به این بحث عبارتند از :

-         « بگو: «عمل کنید! خداوند و فرستاده او و مؤمنان، اعمال شما را مى‏ بینند –توبه / 105 »

-         «یا أیها النبی إنا ارسلناک شاهداً» اى پیامبر! ما تو را گواه بر اعمال مردم فرستادیم (احزاب / 45)

-         « حال آنان چه گونه است آن روز که برای هر امتی، گواهی بر اعمال­شان می­ طلبیم و تو را گواه بر اعمال آنان قرار خواهیم داد« (نساء / 41).

مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان می ­گوید: «هر عملی که انسان انجام می ­دهد، از خیر یا شر، خدا و رسولش و مؤمنان، حقیقت عمل خیر یا عمل شر را مشاهده می ­کند»

منظور از «مؤمنون» در آیه­ 105 از سوره­  توبه،  "ائمه" ،علیهم السلام، هستند.

یعقوب بن شعیب گوید: از امام صادق ،علیه السلام، درباره آیه 105 توبه  پرسیدم. فرمود: «مؤمنان ، ائمه هستند.».پس اعمال هر انسانی، از خیر و شر، به "رسول­ خدا" و "ائمه" ،علیهم السلام، عرضه می­ شود.

 معنای ستار بودن خدا، آن است که اعمال انسان ­ها را از دیگر انسان ­ها        می­ پوشاند تا آبروی آنان حفظ گردد. پیامبر و ائمه­ ،علیهم السلام، مظهر اسماء و صفات الهی هستند و همان­گونه که خداوند، ناظر بر اعمال مردم است، پیامبر و ائمه نیز چشم خدا در میان خلق هستند و اعمال آنان را می­ بینند.

آن روایتی نیز که فرموده است، خدا، اعمال را حتی از چشم پیامبر مخفی می­ کند، به مواردی خاص اشاره دارد تا رحمت بیکران الهی را به تصویر کشد.

ضمن آن که نظارت پیامبر و امام بر اعمال مردم، همانند نظارت خداوند، آثار سازنده فراوانی دارد؛ یعنی، همان­گونه که ستّاریت پروردگار، برای تربیت و رشد مردم است، عرضه اعمال مردم بر پیامبر و ائمه نیز در همین جهت است؛

زیرا، آنان، هادیان امت از طرف خدایند و فیض الهی از طریق آن بزرگواران بر بندگان نازل می ­شود. بنابراین، هیچ تنافی و تناقضی مشاهده نمی ­شود.

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۵ ، ۲۰:۲۵
نواب حضرتی


قابل توجه افرادی که از رفتن جوانان غیرتی شیعه به سوریه اظهار نگرانی میکنند

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۹:۴۰
نواب حضرتی


سوال:

آیا  نزول ملائک و روح در شب قدر ، مخصوص زمان پیامبر اکرم (ص)  است؟

پاسخ:

(تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ).

لفظ تنزل، فعل مضارع استو دلالت بر استمرار دارد ، یعنی کاری که همیشه اتفاق می افتد.

در نتیجه :

نزول ملائکه و روح، مخصوص زمان پیامبر (ٌص) نیست و باید در زمان های بعد از ایشان هم ادامه پیدا کند.

 

منظور از روح کیست؟

" روح" مخلوق عظیمى است ما فوق فرشتگان، چنان که در حدیثى از امام صادق ع نقل شده است که شخصى از آن حضرت سؤال کرد:" آیا روح همان جبرئیل است"؟ امام ع در پاسخ فرمود:" جبرئیل از ملائکه است، و روح اعظم از ملائکه است، مگر خداوند متعال نمى‏فرماید: ملائکه و روح نازل مى‏ شوند"؟

[تفسیر برهان جلد 4 صفحه 481.]

 

در حدیثى آمده است که از امام باقر سؤال شد:" آیا شما مى‏دانید شب قدر کدام شب است؟ فرمود:کیف لا نعرف و الملائکة تطوف بنا فیها:

" چگونه نمى ‏دانیم، در حالى فرشتگان در آن شب در گرد ما دور مى‏زنند"!

[تفسیر نمونه، ج‏27، ص: 185]

 

با کنار هم قرار دادن این مطالب نتیجه  حاصل میشود که:

 در زمان ما هم ملائکه و روح، قطعا نازل میشوند و تنها کسی که لیاقت دارد ملائک و روح به محضر ایشان برسند، وجود مبارک امام عصر ارواحنا فداه، می باشد.

زیرا محل نزول ملائک و روح باید همچون وجود پیامبر اعظم (ص) "معصوم" باشد.

 

  کافى از امام باقر علیه السّلام نقل کرده است:

در شب قدر به ولى امر (امام هر عصر) تفسیر امور سال بسال نازل میشود درباره خویش و مردم بدستورات مخصوصى مأمور میگردد.

(قاموس قرآن، ج‏5، ص: 254)

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۵ ، ۱۹:۰۴
نواب حضرتی


وهابی ها میگویند : شیعیان مشرک اند چون عقیده به شفاعت پیامبر (ص) و  اهلبیت (ع) دارند،! آیا شفاعت دلیل قرآنی هم دارد؟

 

پاسخ:

دو دسته آیات در باره شفاعت وجود دارد:

-         آیاتی که شفاعت را کاملا مردود میدانند مانند: (یوْمٌ لا بَیْعٌ فِیهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ بقره/ 254. روز قیامت هیچ شفاعتی  پذیرفته نیست).

-         آیاتی که شفاعت را فقط به اذن خداوند جایز دانسته: مانند : (ما مِنْ شَفِیعٍ إِلا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ‏ یونس/ 3 هیچ شفاعتی پذیرفته نیست مگر با اجازه خداوند.)

در نتیجه: شفاعت طبق آیات قرآن فقط به اذن خداوند ممکن است و شرک هم محسوب نمیشود، زیرا اولا اذن الهی در آن دخیل است و ثانیا این گونه شفاعتی، دیگران را در عرض خدا قرار نمیدهد. 

-         اصل شفاعت توسط بزرگان اهل سنت هم پذیرفته شده است: فخر رازی می‏گوید: تمام  امت اسلامی پذیرفته اند که در قیامت مقام شفاعت برای حضرت رسول است.

-         حتی  محمد بن عبد الوهاب ( رئیس وهابی‏ها ) نیز شفاعت را برای پیغمبر و ملائکه و اولیا و اطفال قبول دارد.

-         با این اوصاف شفاعت متعلق به چه افرادی خواهد بود؟

جواب را از  منبع معتبر اهل سنت بیان میکنیم  (مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 164)

عن أَبُو هُرَیْرَةَ قَالَ النَّبِیُّ ص‏  : الشفعاء خمسة القرآن و الرحم و الامانة و نبیکم و أهل بیت نبیکم‏ -- شفاعت کنندگان پنج گروه اند: قرآن، صله رحم،امانت داری، پیامبر شما، و" اهلبیت پیامبرشما".

(ابوهریره دشمن اهلبیت بود و همه ائمه او را لعنت میکردند)

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۵ ، ۱۴:۰۰
نواب حضرتی


وَ أَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُواْ مَعَ اللَّهِ أَحَدًا(18جن ) و اینکه مساجد از آن خداست، پس هیچ کس را با خدا نخوانید.

(تمام این موارد مورد اتفاق بزرگان شیعه مانند علامه و بزرگان  اهل تسنن مانند فخر رازی است)

-         شان نزول آیه درباره این است که مشرکین در "خانه کعبه" بت های خود را قرار دادند و آنها را پرستش میکردند. به اعمال مسیحیان منحرف که به سراغ" تثلیث" رفته و در کلیساهاى خود خدایان سه‏ گانه را مى‏ پرستیدند، قرآن مى‏ گوید:

تمام معابد، مخصوص خدا است و در این معابد، جز براى خدا سجده نمى‏ توان کرد و پرستش غیر او ممنوع است‏.

-          مراد از" دعا" عبادت و پرستش است،.... دلیل :  وَ قالَ رَبُّکُمُ «ادْعُونِی» أَسْتَجِبْ لَکُمْ پروردگارتان گفته که مرا پرستش کنید تا دعایتان را استجابت کنم.( مؤمن/ 60.)   در نتیجه    در قرآن کریم لفظ دعا و عبادت بجای یکدیگر مورد استفاده قرار گرفته و قابل انکار نیست.  

لفظی که بسیار از آن غفلت شده است واژه ( مع) می باشد. آیه فرموده است : مع الله: یعنی در عرض خداوند شخص دیگری را به عنوان خدا مورد پرستش قرار ندهید، و همین نکته اساسی است برای تفاوت بین پرستش و توسل. زیرا توسل قرار دادن اهلبیت در عرض خدا نیست بلکه در طول خداوند است،  ما اعتقاد داریم اهلبیت و حتی پیامبر اکرم (ص) بدون اذن و خواست خداوند قادر به هیچ کاری نیستند.نه شفاعت و نه رفع مشکل از مردم.

(تفاسیر نمونه-المیزان)

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ تیر ۹۵ ، ۱۱:۰۰
نواب حضرتی


"شایعه تاریخی"
متاسفانه یک مطلب اشتباه در طول تاریخ برای مسلمانان عنوان شده است  و حتی برخی کتابها و مقالات هم ندانسته آنرا رواج می دهند.
   در تاریخ مشهور شده است که حضرت خدیجه، قبل از ازدواج با پیامبر اسلام (ص)، ازدواج کرده اند، و صاحب فرزندانی بنام :قاسم، عبدالله، زینب، ام کلثوم، فاطمه و رقیه   میباشند وخدیجه کبری  15 یا 20 سال از پیامبر اکرم (ص) بزرگتر بوده است
     اما :
  این خرافات توسط دشمنان و جهت کسر شأن مقام والای حضرت خدیجه کبری جعل شده است. و دلایل فراوانی از منابع معتبر، جعلی بودن این شایعات را اثبات می کند. 

 -  1"علامه مجلسی" در جلد ششم بحارالانوار، "احمد بلاذری" و "ابوالقاسم کوفی" در کتاب خود و "سید مرتضی" در کتاب شافی و "ابوجعفر" در تلخیص، همگی گفته اند:
  پیغمبر  صلی الله علیه و آله و سلم با خدیجه ازدواج نمود، در حالی که خدیجه کبری "دوشیزه" بود ، و رقیه و زینب دختران هاله، خواهر خدیجه هستند  و برای حضرت خدیجه، فرزندی جز "فاطمه" علیها السلام نیست.
 
[ علی محمد علی دفیل، خدیجه علیها السلام ترجمه دکتر فیروز حریرچی، تهران، سپهر، 1362 ، ص 11   - علی بن احمد کوفی، الاستغاثه، قم، مجمع احیاء الثقافه، ج 1، ص 70  ]
2 -  خدیجه علیها السلام  68 سال قبل از هجرت بدنیا آمد . در نتیجه زمان ازدواج با پیامبر (ص) قطعا کمتر از 30 سال داشته است [بحارالانوار،ج 16 ،ص 3. ] 
3 -  ابن عباس می گو ید:خدیجه در زمان ازدواج با رسول الله  صلّی الله علیه و آله و سلّم  و..."بیست و هشت" ساله بود و مهریه اش دوازده وقیه بود. [طبقات ابن سعد 1/ 165 ]
  (ابن عباس از صحابه بزرگ پیامبر (ص) و پسر عموی ایشان بوده و نزد بزرگان اهل تسنن معتبر و سخن او حجیت کامل دارد)

موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۲
نواب حضرتی