
امام حسین (علیهالسلام) میدانست که به شهادت میرسند پس
چرا بااینحال به کربلا رفتند؟ درحالیکه قرآن فرموده: «وَ لا تُلْقُوا
بِأَیْدیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ؛ و
خودتان را با دستانتان به هلاکت نیفکنید.» [1]
پاسخ:
هنگامیکه امام حسین (علیهالسلام) تصمیم به قیام علیه یزید و حکومت او گرفتند افرادی ایشان را ملامت
کردند و
گفتند: این عمل شما خطرناک است و ممکن است در این راه جان عزیز خود را از دست بدهید مصلحت نیست که شما به چنین کاری دست بزیند؛ امام در جواب ایشان فرمودند: «در عالم رؤیا جدم به من فرمود ه است انَّ اللَّهَ
شاءَ انْ یَراکَ قَتیلا؛ خداوند اراده کرده دوست دارد که ترا کشته ببیند.» [2] (ضمناً: خواب، برای انبیاء و ائمه حجیت دارد)
شهید مطهری در توضیح واژه اراده که در روایت آمده میفرمایند: «کلمه مشیت و اراده خدا دو مورد به کار میرود: اراده تکوینی
و
اراده
تشریعی. اراده تکوینی یعنی قضا و قدر الهی و در مقابل قضا و قدر دیگر کاری نمیشود کرد. معنای اراده تشریعی این است که خدا اینطور راضی است؛ و رضای حق همیشه در مصلحت است و مصلحت یعنی آن جهت کمال فرد و بشریت.» [3]
شهادت سیدالشهدا بهقدری روشن بوده که افراد عادی نیز
از آن اطلاع داشتند، علم امام به شهادت خود به معنای این نیست که ایشان با دست
خود، خود را به کشتن داده است زیرا در شهادت امام مصلحت بزرگتری
وجود داشت یعنی نهتنها در آن زمان باعث بیداری و آگاهی مردم شد بلکه در زمانهای بعد نیز حیات اسلام به آن وابسته است. خودکشی که عقل و شرع آن را مذموم میدانند، هلاکتی
است که از شخصِ بدون هدف و شکستخورده و مأیوس از
زندگی
سر
میزند
و شخص با این عمل خود تمام قوا و استعدادهایی که میتوانست از آن بهره ببرد نابود میکند بدون آنکه کمترین تأثیر مثبتی برای فرد یا اجتماع داشته باشد بلکه برعکس موجب اضطراب و ناراحتی خانواده و اطرافیان را فراهم میکند و موضوع آیه 195 سوره بقره نیز اینگونه هلاکتهاست.
پینوشت:
[1]. سوره بقره: 195.
[2]. بحارالانوار، ج 44، ص 364.
[3]. مجموعه آثار
استاد شهید مطهرى، ج17، ص: 397.