پذیرفتن امانت الهی
چرا انسان امانت الهی را که آسمان و زمین قبول نکردند، پذیرفت؟
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَینَ أَن یحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ إِنَّهُ کَانَ ظَلُوماً جَهُولاً؛ (احزاب، 72 ) در حقیقت، ما امانت را بر آسمانها و زمین و کوه ها عرضه کردیم، و[لى] از برداشتن آن سر باز زدند و از آن بیمناک بودند و انسان آن را بر دوش کشید؛ در واقع، او بسى ستمگر و بسیار نادان است.
پاسخ
مقصود از امانت الهی
مفسران [1] چند احتمال در مورد این امانت داده اند، از جمله:
1- آزادی و اختیار
2- عقل
3- جانشینی الهی
4- معرفت خدا
5-. واجبات و تکالیف الهی
در یک جمع بندی می توان گفت امانت الهی همان قابلیت تکامل نامحدود بشر است که آمیخته با اختیار و عقل برای رسیدن به مقام انسان کامل و پذیرش ولایت الهی است. به عبارت دیگر درایت، معرفت و عقل زمینه ساز مسئولیت پذیری و قبول ولایت الهی (امانت بزرگ خدا) است.
نکته مهم این است که وقتی کوه و ... این امانت را قبول نکرده اند یعنی عقل و اختیار داشته اند اما برخی مفسران [2] گفته اند : مقصود زبان حال آنهاست، به این معنا که با زبان حال گفتند ما شایسته پذیرفتن امانت نیستیم؟
مقصود از ظلوم و جهول بودن انسان
آیه در مقام سرزنش انسان به خاطر پذیرش این امانت نیست،
چون پذیرش امانت الهی کار ناپسندی نبود،
بلکه ظلوم و جهول دانستن او به خاطر فراموش کردن امانت الهی است، البته ظلوم و جهول بودن یک حکم کلی برای همه انسانها نیست.
آیه هشدار را هم به انسانهای مؤمن میدهد که مراقب امانت الهی باشند. خلاصه سخن این که در آیه مقایسه وجودی بین وجود انسان (دارای ظرفیت پذیرش امانت) و وجود دیگر موجودات صورت پذیرفته است و منظور از ظلوم و جهول بودن هم فراموشی امانت الهی است، نه این که انسان در پذیرش امانت اشتباه کرده است.
پی نوشتها:
[1]- تفسیر نمونه، ج 17، ص 451 ـ 455، المیزان، ج 16، ص 350، البرهان، ج 4، ص 499.
[2]- تفسیر نمونه، ج 17، ص 454، تفسیر آسان، ج 16، ص 149.